ازم نخواه - ناصر عبداللهی

1694604.jpg

یه زخم کهنه روی بالم

یه آسمون که چشم به رام نیست

به غیر واژه ی غریبی

چیزی توی ترانه هام نیست

حتی یه آینه پیش روم نیست

که اسممو یادم بیاره

تنهاترین مسافر شب

توخلوتم پانمیذاره

ازم نخواه با تو بمونم

تو هیچی از من نمی دونی

اگه بگم راز دلم رو

تو هم کنارم نمی مونی

ازم نخواه با تو بمونم

تو هیچی از من نمی دونی

اگه بگم راز دلم رو

تو هم کنارم نمی مونی

تو هم کنارم نمی مونی

تو هم کنارم نمی مونی

دل من از نژاد عشقه

 

از تو و از ترانه لبریز

یه دنیا غم توی صدامه

مثل سکوت تلخ پاییز

من یه پرنده ی غریبم

من از نژاد آسمونم

میون این همه ستاره

من یه شهاب بی نشونم

ازم نخواه با تو بمونم

تو هیچی از من نمی دونی

اگه بگم راز دلم رو

تو هم کنارم نمی مونی

ازم نخواه با تو بمونم

تو هیچی از من نمی دونی

اگه بگم راز دلم رو

تو هم کنارم نمی مونی

آی تو هم کنارم نمی مونی

تو هم کنارم نمی مونی

تو هم کنارم نمی مونی

تو هم کنارم نمی مونی

/ 8 نظر / 11 بازدید
برزو

شيرين

سلام مرسی عزيزم ممنونم که اومدی بهم سر زدی موفق باشی

ن

داش محسن ايول با اين كاراي عشقي

آدرین

سلام سمانه جان آدرین هستم به وبلاگت سر زدم و خیلی خوشم اومد من لینکت کردم و اینکه شاعری تنها و با منظومه ای غمناکم بیا و به خلوت خاک گرفته ام سری بزن که کسی سالهاست بدان ره گذر نکرد

Adrian

سلام سمانه ی عزیز من تو وبلاگم یه بحث راه انداختم خوشحال میشم بیای و شرکت کنی نیازمند اطلاعات کسب شده درباره ی این بحثم

مرتضی

سلام سمانه وب قشنگی داری.خوشحال میشم به وب منم سر بزنی