
اگر مانده بودی ، تو را تا به عرش خدا می رساندم
اگر مانده بودی ، تو را تا دل قصه ها می کشاندم
اگر با تو بودم ، به شبهای غربت ، که تنها نبودم
اگر مانده بودی ، زتو می نوشتم ، تو را می سرودم
****
مانده بودی اگر نازنینم ، زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت ، با وجود تو رنگ سحر داشت
با تو این مرغک پر شکسته ، مانده بودی اگر بال و پر داشت
با تو بیمی نبودش ز طوفان ، مانده بودی اگر همسفر داشت
****
هستی ام را به آتش کشیدی ، سوختم من ، ندیدی ندیدی
مرگ دل آرزویت اگر بود ، مانده بودی اگر می شنیدی
با تو دریا پر از دیدنی بود ، شب ستاره گلی چیدنی بود
خاک تن شسته در موج باران ، در کنار تو بوسیدنی بود
****
بعد تو خشم دریا و ساحل ، بعد تو پای من مانده در گل
مانده بودی اگر موج دریا ، تا ابد هم پر از دیدنی بود
با تو و عشق تو زنده بودم ، بعد تو من خودم هم نبودم
بهترین شعر هستی را با تو ، مانده بودی اگر می سرودم
مانده بودی اگر می سرودم
مانده بودی اگر نازنینم ، زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت ، با وجود تو رنگ سحر داشت
نظرات ()