تنهای بی سنگ صبور

بازگشت
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٠
 

سلام دوستان

بعد از 1 سال و  11 ماه برگشتم ، دوباره دلم بدجور گرفته ، همیشه سنگ صبورم این وبلاگم بوده ، 1 ماه پیش روزهای خیلی سختی را گذراندم.نمی دونم چرا یادم نبود اینجا یه سنگ صبور دارم.کاشکی تو آن روزها برمی گشتم.همیشه تو زندگیم عاشق تنهایی بودم ولی این دفعه نمی دونم چرا از تنهایی می ترسیدم.یکی تو آن روزها کنارم بود.بهم قول داد نذاره از این تنهایی بترسم.تا یه حدی هم رو حرفش بود ولی نمی دونم چرا نمی تونم به حرفاش 100% اطمینان کنم...همیشه یه تناقض تو رفتاراش هست که اطمینان کاملم و ازم می گیره.......برام دعا کنید.خیلی خسته ام.


 
comment نظرات ()