تنهای بی سنگ صبور

من اگه نباشم - کامران و هومن عزیز
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٤
 

من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز می کنه

 

کی با بالهای شکسته با تو پرواز می کنه

 

راست بگو من که نباشم اخمهای پیشونیتو

 

کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه

 

من نباشم کی میاد ناز نگات و می خره

 

کی میاد دنبال تو، تو رو به خورشید ببره

 

کی میگه هوا همیشه با تواِ

 

واسه ی خاطر تو جون میده پشت پنجره

 

من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته کی برات می میره کی نمیشه خسته کی تو رو میذاره روی دو تا چشماش کی اگه نباشی می گیره نفسهاش

 

من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته کی برات می میره کی نمیشه خسته کی تو رو میذاره روی دو تا چشماش کی اگه نباشی می گیره نفسهاش

 

من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم

 

من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم

 

من نباشم کی تحمل می کنه حال تو رو

 

با رقیب رفتن و اذیتا و آزار تو رو

 

تو خودت داور میدون شو بگو

 

کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو

 

من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی

 

کی میاد سراغ رویات تو شبهای مهتابی

 

کی بیداره تا تو خوابت ببره

 

کی قایم میشه توی ابرا که راحت بتابی

 

کی قایم میشه توی ابرا که راحت بتابی

 

من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته کی برات می میره کی نمیشه خسته کی تو رو میذاره روی دو تا چشماشکی اگه نباشی می گیره نفسهاش

 

من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته کی برات می میره کی نمیشه خسته کی تو رو میذاره روی دو تا چشماشکی اگه نباشی می گیره نفسهاش

 

من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم

 

من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم

 

 


 
comment نظرات ()