سلام. یه روزی برگشتم به وبلاگم و هرچی عشق داشتم واسه کسی که عاشقش بودم خرج کردم.حالا اومدم بگم اشتباه کردم.دوسال زندگیمو گذاشتم به پای کسی که یه ذره ارزش واسم قائل نبود.واسه کسی که به گفته ی خودش من یه وسیله بودم واسه رسیدن به خواسته هاش.یه بازیچه بودم. یه سرگرمی بودم.خیلی چیزامو به پای این آدم از دست دادم.ولی این آدم ککشم نگزید.دیگه به هیچ کس اطمینان ندارم...به همه شک دارم..از همه می ترسم..ولی... ولی نمی دونم چرا با اینکه باید الان دلم بخواد تنها باشم،از تنهایی می ترسم..همش دعا می کنم کسی که می تونه ازتنهایی درم بیاره بیادتو زندگیم.خیلی این ضربه واسم سخت بود.دلم میخواد به یکی تکیه کنم.دلم میخواد یکی کنارم باشه بهم ثابت کنه براش ارزش دارم..دلم میخواد همه ی این بدبینی ها رو از بین ببره...نمیخوام به همه به یه چشم نگاه کنم.نمیخوام فکر کنم همه دروغ می گن...نمیخوام تاآخر عمرم زندگیمو بخاطردوسال اشتباه تباه کنم...خدایا تو کمکم کردی این آدمو بشناسم...خودت کمکم کن آروم شم.. این دوسال بهم ثابت کرد عشق زمینی وجود نداره..عشق فقط باید الهی باشه...حس می کنم پشتم خالیه...حس میکنم خیلی تنهام..البته خدارو تو این قضیه داشتم و دارم که ازهمه بیشتر پشتم بود.ولی ... ولی هیچی...اصلا خود خدا رو دارم هیچ کسی رو نمیخوام...این بهتره..خدای مهربونم فقط تو...خودت تکی...خودت کنارمی.خودت پشت و پناهمی...به خودت تکیه می کنم..آرامشمو از تو می خوام...خودت همه چیو درست می کنی......
نظرات ()