تنهای بی سنگ صبور

احساس خوشبختی
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۱
 

خدا جونم ازت ممنونم .... بالاخره جواب دعاهامو دادی .... جواب گریه های شبونه ... جواب شب بیداریها ... جواب انتظار و دلتنگی .... خدا جونم برام نگهش دار ....  دیگه اینجوری امتحانم نکن ... دوست دارم خدا.....

عشقم از تو هم ممنونم که ردم نکردی .... ممنونم که بخشیدیم .... ممنونم که قبول کردی بازم کنارت باشم و از حالت خبر داشته باشم .... امیدوارم فهمیده باشی که چقدر دوست دارم ... امیدوارم تو هم یه ذره منو دوست داشته باشی .... اگر دوستم نداشته باشی هم هیچ ایرادی نداره ... تو عشق مهم اینه که تو چی می خوای ... نه اینکه من چی می خوام .... ایشاالله که هر جور دوست داری و هر جور خوشی و هر جور احساس خوشبختی می کنی ، زندگیت همونجور باشه ... از خدا می خوام هر چی می خوای بهت بده .... مطمئنم خدا دوست داره .... جفتمونو دوست داره که ما رو وارد این امتحان سخت کرد.... پس باید از این سختی درس عبرت بگیریم .... با این جدایی و انتظار قدر همدیگرو بدونیم ... بدونیم که اگه خدا نخواد یه لحظه هم نمی تونیم همو داشته باشیم ... پس خودمون و می سپریم دست خدا ... انشاالله اگه به صلاحمونه خدا ما رو واسه هم بخواد .... تا حالا که نذاشته از هم جدا شیم .... ایشاالله که از این به بعد هم نخواد ... عشق من ، همه ی وجود من دوست دارم ... دیگه نرو و منو تنها نذار...

 


 
comment نظرات ()