تنهای بی سنگ صبور

درد دلم
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٠
 

تو این روزای بی کسی ، دلم گرفته از همه

فکر می کنم تنها شدم ، دور و برم پر از غمه

همه به فکر خودشون ، قلبا شدن تیره و تار

خیانت و بی وفایی ، عشق و وفا رفته کنار

دیگه چرا تو عزیزم ، مثل همه بی دل شدی

بشکن دل سنگتو که از من بازم غافل شدی

نمی دونی حال دلم ، دارم می پوسم به خدا

از وقت بی وفایی هات ، جونم در اومده از پا

از بس که تنگه این دلم ، کاسه خون شده چشام

خواستم که برگردم ولی ، راهی نگذاشتی جلو پام


 
comment نظرات ()