تنهای بی سنگ صبور

لیله الرغائب
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱
 

سلام

یه چند روزی بود پرشین بلاگ داشت   update یا به قول فرهنگستان فارسی به روز رسانی می شد . من از همون اول که وبلاگم و درست کردم دلم می خواست درد دلامو بنویسم ولی وقتی شروع کردم دیدم اصلا اون چیزی که تو دلم می گذره را نمی توانم اینجا به زبون بیارم . همین چند روز که خودم و آماده کرده بودم درد دلامو اینجا بگم و یکم خودمو خالی کنم داشتن به روز رسانی می کردن . مثل اینکه من نباید درد دلامو بگم . قسمت نیست دیگه . منم صرفنظر می کنم . به همون کارم که گذاشتن پست هایی از شعرهای خوانندگانه ادامه می دم . اونام یه جورایی درد دلامو بیان می کنن . ولی من بازم تلاشمو می کنم شاید یه روزی به حرفای بعضی دوستام که بهم پیشنهاد می دن می گن یه چیزایی از خودت بنویس گوش بدم و فقط از دل خودم بنویسم .

من خیلی دلم می خواست شب جمعه بیام و یه پست برای لیله الرغائب ( شب آرزوها ) بذارم . ولی خوب این به روزرسانیم بی موقع بود .

امیدوارم همتون به آرزوهایی که دارین برسین .

من اعمالی که باید برای این شب انجام می دادیم انجام دادم ، و تا همین الان که ۴ روز بیشتر از لیله الرغائب نمی گذره ۲ تا از آرزوهام براورده شد . به شما هم پیشنهاد می کنم اگر امسال این اعمال رو انجام ندادید حتما سال آینده این کار و بکنید . واقعا جواب میده . خودم باورم نمی شد به این زودی جواب بگیرم .

آرزومند آرزوهایتان


 
comment نظرات ()
 
وایسا دنیا - رضاصادقی
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٦
 

منبع: www.p30download.com

من ديگه خسته شدم بس كه چشمام بارونيه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم

وقتي فايده اي نداره . غصه خوردن واسه چي
واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی
نميخوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نميخوام گناه بي عشقي بيفته گردنم

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

همه حرف خوب ميزنند اما كي خوبه اين وسط
بد و خوبش به شما ما كه رسيديم ته خط
قربونت برم خدااا چقدر غريبي رو زمين
آره دنيا ما نخواستيم دل با خودت ندیم

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد
اون بلیت شانس دائم بگو قسمت كي شد
همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست
این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا،وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

نميخوام دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در

نميخوام دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در


 
comment نظرات ()
 
وای وای - آصف
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٤
 

 

می خوام امشب تنها باشم
توی خواب و رویا باشم
می خوام امشب زیبای من
عاشق تو و دنیا باشم
ببین که غرق آتشم
از عشق تو چه می کشم
وای
در این شام مهتاب
بمان که مستم و بی تاب
وای وای، امشب در سر شوری دارم
وای وای، امشب در دل نوری دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای
وای وای، با شوری که در سر دارم
وای وای، با نوری که در دل دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای

می خوام امشب شیرین من
واسه عشقت فرهاد باشم
نذار امشب با یاد تو
مثل برگی بر باد باشم
ببین که غرق آتشم
از عشق تو چه می کشم
وای
در این شام مهتاب
بمان که مستم و بی تاب
وای وای، امشب در سر شوری دارم
وای وای، امشب در دل نوری دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای
وای وای، با شوری که در سر دارم
وای وای، با نوری که در دل دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای
وای وای، امشب در سر شوری دارم
وای وای، امشب در دل نوری دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای
وای وای، با شوری که در سر دارم
وای وای، با نوری که در دل دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای


 
comment نظرات ()
 
اصفهان-معین
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٢
 

دلم میخواد به اصفهان برگردم
بازم به اون نصف جهان برگردم
برم اونجا بشینم در کنار زاینده رود
بخونم از ته دل ترانه و شعر و سرود ترانه و شعرو سرود

خودم اینجا دلم اونجا همه راز و نیازم اونجا
ای خدا عشق منو یار منو اون گل نازم اونجا
چکنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم

اسمون گریه کند بر سر جانانه من
اشک ریزان شده دلدار در آن خانه من
از غم دوری او همدم پیمانه شدم
همچو شبگرد غزل خون سوی میخانه شدم
مست و دیوانه شدم مست و دیوانه شدم
مست و دیوانه شدم مست و دیوانه شدم

به خدا این دل من پر از غمه تموم دنیا برام جهنمه
هر چه گویم من از این سوز دلم
به خدا بازم کمه بازم کمه
چکنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم

دلم میخواد به اصفهان برگردم
بازم به اون نصف جهان برگردم

برم اونجا بشینم در کنار زاینده رود
بخونم از ته دل ترانه و شعر و سرود ترانه و شعرو سرود


 
comment نظرات ()
 
امام زمان (عج)-احسان خواجه امیری
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢۱
 

دلم انگاری گرفته    قد بغض یا کریما

عصر جمعه توی ایوون  میشینم مثل قدیما

تو دلم می گم آقا جون    تو مرادی من مریدم

من به اندازه ی وسعم طمع عشقت و چشیدم

کاشکی از قطره ی اشکت کمی آبرو بگیرم

یعنی تو چشمه ی چشمات با نگات وضو بگیرم

برای لحظه ی دیدار از قدیما نقشه داشتم

یه دونه هدیه ی ناچیز واسه تو کنار گذاشتم

یادمه یکی بهم گفت هر کی تنهاست توی دنیا

یه دونه نامه ی خوش خط بنویسه واسه آقا

کاغذ نامه رو بعش توی رودخونه بریزه

بنویسه واسه مولاش خاطرت خیلی عزیزه

خاطرت خیلی عزیزه

 


 
comment نظرات ()
 
بازگشت
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢۱
 

سلام

من برگشتم . از پیام های تسلیت دوستانم چه اینجا چه offها و

 smsها و ... ممنونم . امیدوارم که بتونم همه رو تو

 شادیها جبران کنم .


 
comment نظرات ()
 
هممون یه روز می ریم .
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۱۳
 

میرن آدما   از اونا فقط   خاطره هاشون به جا می مونه  

عموم فوت کردن شاید چند روزی نتونم بیام . نمی دونم آخه آدمیزاد چیه یه روزی به دنیا میاد و همه را خوشحال می کنه . یه روزی هم از دنیا میره و همه را تو عزای خودش میذاره .انشائ الله که همیشه برای همه شادی باشه . شاید یه روزی شاید که نه حتما یه روزی هم من می میرم . امیدوارم بتوانم به آن اندازه ای خوب باشم که همه ازم راضی باشن .

تا بعد


 
comment نظرات ()
 
اگه یه روز - فرامرز اصلانی
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۱۱
 

 

 

اگه یه روز بری سفر   بری زپیشم بی خبر   اسیر رویاها می شم   دوباره باز تنها می شم   به شب میگم پیشم بمونه    به باد میگم تا صبح بخونه    بخونه از دیار یاری    چرا میری تنهام میذاری

اگه فراموشم کنی     ترک آغوشم کنی    پرنده ی دریا میشم     تو چنگ موج رها میشم   به دل میگم خاموش بمونه   میرم که هر کسی بدونه    میرم به سوی اون دیاری     که توش منو تنها نذاری

اگه یه روزی نوم تو     تو گوش من صدا کنه    دوباره باز غمت بیاد   که منو مبتلا کنه     به دل میگم کاریش نباشه      بذاره درد تو دوا شه    بره توی تموم جونم       که باز برات آواز بخونم      که باز برات آواز بخونم

اگه بازم دلت می خواد    یار یکدیگر باشیم      مثال ایّوم قدیم      بشینیم و سحر پاشیم      باید دلت رنگی بگیره      دوباره آهنگی بگیره       بگیره رنگ اون دیاری    که توش منو تنها نذاری

اگه می خوای پیشم بمونی      بیا تا باقی جوونی     بیا تا پوست و استخونه     نذار دلم تنها بمونه    بذار شبم رنگی بگیره     دوباره آهنگی بگیره     بگیره رنگ اون دیاری    که توش منو تنها نذاری

اگه یه روزی نوم تو     تو گوش من صدا کنه    دوباره باز غمت بیاد    که منو مبتلا کنه     به دل میگم کاریش نباشه      بذاره درد تو دوا شه    بره توی تموم جونم       که باز برات آواز بخونم      که باز برات آواز بخونم

اگه یه روزی نوم تو      باز   تو گوش من صدا کنه    دوباره باز غمت بیاد   که منو مبتلا کنه     به دل میگم کاریش نباشه      بذاره دردت جا به جا شه    بره توی تموم جونم       که باز برات آواز بخونم      که باز برات آواز بخونم       که باز برات آواز بخونم      که باز برات آواز بخونم      که باز برات آواز بخونم      که باز برات آواز بخونم     

 


 
comment نظرات ()
 
ازم نخواه - ناصر عبداللهی
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٧
 

یه زخم کهنه روی بالم

یه آسمون که چشم به رام نیست

به غیر واژه ی غریبی

چیزی توی ترانه هام نیست

حتی یه آینه پیش روم نیست

که اسممو یادم بیاره

تنهاترین مسافر شب

توخلوتم پانمیذاره

ازم نخواه با تو بمونم

تو هیچی از من نمی دونی

اگه بگم راز دلم رو

تو هم کنارم نمی مونی

ازم نخواه با تو بمونم

تو هیچی از من نمی دونی

اگه بگم راز دلم رو

تو هم کنارم نمی مونی

تو هم کنارم نمی مونی

تو هم کنارم نمی مونی

دل من از نژاد عشقه

 

از تو و از ترانه لبریز

یه دنیا غم توی صدامه

مثل سکوت تلخ پاییز

من یه پرنده ی غریبم

من از نژاد آسمونم

میون این همه ستاره

من یه شهاب بی نشونم

ازم نخواه با تو بمونم

تو هیچی از من نمی دونی

اگه بگم راز دلم رو

تو هم کنارم نمی مونی

ازم نخواه با تو بمونم

تو هیچی از من نمی دونی

اگه بگم راز دلم رو

تو هم کنارم نمی مونی

آی تو هم کنارم نمی مونی

تو هم کنارم نمی مونی

تو هم کنارم نمی مونی

تو هم کنارم نمی مونی


 
comment نظرات ()
 
بگو ای یار بگو - ابی
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٥
 

بگو اي يار بگو اي وفادار بگو


از سر بلند عشق بر سر دار بگو


بگو اي يار بگو اي وفادار بگو


از سر بلند عشق بر سر دار بگو


بگو از خونه بگو از گل پونه بگو


از شب شبزده ها که نميمونه بگو


بگو از محبوبه ها نسترن هاي بنفش


سفره هاي بي ريا روي سبزه زار فرش


بگو اي يار بگو که دلم تنگ شده


رو زمين جا ندارم آسمون سنگ شده


بگو از شب کوچه ها پرسه هاي بي هدف


کوچه باغ انتظار بوي بارون و علف


بگو از کلاغ پير که به خونه نرسيد


از بهار قصه ها که سر شاخه تکيد


بگو از خونه بگو از گل پونه بگو


از شب شبزده ها که نميمونه بگو


بگو از محبوبه ها نسترن هاي بنفش


سفره هاي بي ريا روي سبزه زار فرش


بگو اي يار بگو که دلم تنگ شده


رو زمين جا ندارم آسمون سنگ شده



 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : تنهای بی سنگ صبور - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢
 

تولدم مبارک


 
comment نظرات ()